close
تبلیغات در اینترنت
درددل
پایگاه فرهنگی مذهبی هیئت آنلاین
ميگفتم اينارو همش آخوندا درآوردند...دو تا عرب با هم دعواشون شده به ما چه... ماشينو برداشتم برم يه سرکي، چي بهش ميگن؟ گشتي بزنم تو راه که ميرفتم يه خانمي را ديدم، خانم چادري وسنگینی بود کنارخیابون منتظرتاکسی بود . خلاصه اومدم جلو و سوار ماشينش کردم یه دفعه یه فکری مثل برق توذهنم جرقه زد! بله شیطان خوب بلده کجا وارد بشه...از چندتا خیابون عبور کردم و رسیدم به میدون و رفتم سمت خونه مجردیمون ،خانمه که دید مسیری که اون گفته بود نمیرم گفت نگهدار و منم سرعتو بیشتر کردمو هرچی جیغ و داد میزد توجه نمیکردم...شانس…

اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، الصِّدّيقِ الشَّهيدِ، صَلاةً کَثيرَةً تامَّةً زاکِيَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِيائِکَ
لوکس گراف | دانلود قالب وبلاگ

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

درددل یک جوان ایرانی :

 

يه خونه مجردي با رفيقامون درست کرده بوديم، اونجا شده بود خونه گناه و معصيت...دیگه توضیحش باخودتون....

شب عاشورا بود. هرچي زنگ زدم به رفيقام، هيچکدوم در دسترس نبودند

نه نماز، نه هیئت، نه پیراهن مشکی، هيچي...




موضوع : معصومین , حضرت فاطمه (س) , امام حسین(ع) , اخبار مذهبی ,
بازديد : 100
برچسب‌ها:داستانزیبایکجوانایرانیدرد دلدرددل
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 04 / 01 توسط heyat online

بالاي صفحه



تمامي حقوق اين وبلاگ براي پایگاه فرهنگی مذهبی هیئت آنلاین محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.

ترجمه به رزبلاگ توسط : لوکس گراف